ღ♥ღبهشتـــــــــــــــــــ مــــــــــــــــن ღ♥ღ ღ◕‿◕ ღ✿بيا تو منتظرت بودم✿ღ◕‿◕ ღ |
|||
یک شنبه 25 دی 1390برچسب:, :: 1:20 :: نويسنده : ♥✿يه دختــــــــر خوبـــــــــ✿♥
گاهي خيال ميکنم...روي دست خدا مانده ام... خسته اش کرده ام...خودش هم نميداند... با من چه کند!!!!!!!!... آشق .......! از اين به بعد اينگونه بنويسيد........ ! چون هميشه سرش کلاه مي رود ......... گفت دعا کنی،
وقتی در آغوش او بودی تو را فرشته میخواند و حالا که در آغوش دیگری تو را فاحشه میخواند!
میشود با یک چای مست شد
خدایا اون رفته...تنهام
گاهی نیاز داری به یک آغوش بی منت
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |